پنج شنبه 30 ذی القعده سال 10 هجری قمری، 12 اسفند
سال 10 هجری شمسی، 28 فوریه سال 632 میلادی
امروز، آخرین روز از ماه ذی القعده است و کاروان حج در طیّ مسیر از مدینة النّبی تا مکه، به محلی بنام « أبواء » می رسد. این دیار برای پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم ، خاطرات تلخی را به یاد می آورد. حدود پنجاه و هفت سال پیش – آن گاه که فرزند یتیم عبدالله علیه السلام همراه با مادر جوان خویش آمنه علیه السلام ، از زیارت قبر پدر در یثرب باز می گشتند – در همین محل بود که دیدگان مقدس او در رحلت مادر گران قدرش اشکبار شد و در موقعیتی که تنها شش بهار از عمر سرور پیامبران الهی سپری شده بود، با غم فراق مادر همنشین شد.
این همه بار غم بسیار تلخ می نمود، امّا محمّد امین خدا را همیشه با خود داشت و لطف بی پایان خداوندی همراه او بود.
... حال پس از سال ها، آن کودک یتیم، رسالت بیست و سه ساله ی خود را به پایان می رسانید. او به فرمان معبود بی همتا رهسپار مکه شده بود تا آخرین برگ های رسالت خویش را نیز برخواند؛ رسالتی که جزاو کسی را توان تحمّل وانجام آن نبود.
آیا درنبود این یگانه پیشوا – که برای مسلمانان، پدری مهربان است – خداوند امّتِ رسول آخرالزّمان را بی سرپرست رها خواهد کرد وآنان را به سان یتیمانی بی پناه، در وادی حیرت، بی راهبر خواهد گذارد؟! هرگز!
« أنا و علیُّ أبَوا هذهِ الاُمَّه »[1]
« من و علی، دو پدر این امّت ایم. »
آری، در نبود پیامبر بزرگ صلی الله علیه واله وسلم ، امیراهل ایمان علیه السلام پدرانه قافله اسلام را هدایت می کند وآن را به سرمنزل رستگاری می رساند. اگر خداوند مهربان پیامبرش را به بهشت رضوان بازمی خواند به لطف و رحمت خویش برای زمینیان عترت او : علی، فاطمه، حسن، حسین،... و مهدی علیهم اسلام را خواهد گذاشت واینک کشتی نجات وصراط مستقیم خداوند، ولیّ زمان و امام عصر حجة بن الحسن عسکری عجّل الله تعالی فَرَجَهُ الشَریف است؛ اوپدر مهربان شیعیان و هدایت گر امّت هاست که :
« السَّلامُ علی مَهدیِّ الاُمَم »[2]
« سلام بر مهدیّ امّت ها. »
-بحار الانوار / ج 16 / ص 95 و ج 23 / ص 259[1]
-مفاتیح الجنان / ص 529[2]
چهارشنبه 29 ذی القعده سال 10 هجری قمری، 11 اسفند
سال 10 هجری شمسی، 17 فوریه سال 632 میلادی
کاروان عظیم پیامبر (ص) در پنجمین روز سفر خود به «سُقیا» رسیده است. اینک پیامبر (ص) تمامی اهل مدینه و اطراف آن را – جز آنان که به دلیل بیماری نتوانسته اند همراهی کنند- در قافله خود به همراه دارد
ده سال پیش در آغازین روزهای ماه ربیع الاول نخستین سال هجرت – زمانی که سراسر جزیرة العرب تحت سلطه دشمنان بود و یاران و پیروان حق بسیار ناچیز می نمود – پیامبر(ص) مسیر مکه تا مدینه را، به همراه تعداد اندکی، پیموده بودند؛ اما امروز بیش از هفتاد هزار نفر تنها از مدینه در کنار پیشوای مهربان خود ره می سپارند.
و هنوز زنده است یاد پر خاطره « لیلة المبیت »، آن شبی که شهسوار اسلام در بستر پیامبر خوابید تا نقشه دشمنان، نقش بر آب گردد و با حفظ جان فرستاده خدا (ص) ، تاریخ هجرت رقم بخورد.
آن شب که پیشوای جوانمردان، هستی خویش را در طَبَق اخلاص گذاشت تا جان پیامبر خدا(ص) از آسیب و خطر محفوظ بماند، ردای بلند افتخار بر قامت علی (ع) راست آمد و چنین نازل گشت:
« و مِنَ النّاسِ مَن یَشرِی نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ واللهُ رؤُوفُ بالعِبادِ»[1] (بقره / 207 )
« و در میان مردمان، کسی وجود دارد که جان خود را در راه رضای خدا می فروشد و خداوند بر این چنین بندگان مهربان است. »
-بحار الانوار / ج 36 / صص40- 51؛ الغدیر / ج2 / صص 48 - 49[1]
سه شنبه 28 ذی القعده سال 10 هجری قمری، 10 اسفند
سال 10 هجری شمسی، 26 فوریه سال 632 میلادی
کاروان حاجیان صبح روز سه شنبه نماز را در «أثایه» برپا داشت و سپس به سوی «عَرج» حرکت کرد. این قافله هنوز امیرمؤمنان علیه السلام را به همراه ندارد. آن حضرت به امر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم - برای تعلیم احکام الهی اسلام و نیز حلّ اختلافی که بین اهل یمن پیش آمده است – با گروهی از مسلمانان راهی آن دیار شده اند و اینک با رسیدن نامه رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و دستور جدید، با گروهی از همراهان به سوی مکه عازم اند. شانزده ماه پیش نیز که پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم به قصد قزوه تبوک مدینه را ترک کردند، امیر مؤمنان علیه السلام ایشان را همراهی نمی کردند. آن روز، خطر فتنه منافقان و کارشکنان ، آن چنان در مدینه احساس می شد که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم سنگر مدینه را به داماد خویش سپردند و با به جا گذاشتن شیر خدا علیه السلام ، راهی نبرد شدند. منافقان – که نقشه های شوم خود را نقش بر آب می دیدند – چنین شایع کردند که فرزند ابوطالب برای پرهیز از گرما و سختی سفر، لشکر را همراهی نمی کند! این فتنه سبب شد تا یگانه قهرمان اسلام امیر مؤمنان علیه السلام به پیشگاه پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم بشتابد و ایشان را از آنچه پیش آمده بود با خبر سازد. آنجا بود که پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
« أنتَ مِنّی بِمنزلَة هارونَ مِن مُوسی إلّا انَّهُ لا نَبیَّ بَعدِی »[1]
« منزلت و جایگاه تو نسبت به من – در امر رسالت – هم چون هارون است برای موسی؛ جز آن که پس از من پیامبری نیست »
علی جان...! در مدینه بمان که مدینه بی تو، همانند کشتی بی ناخداست و طوفان وحوادث آن را واژگون خواهد ساخت و منافقان و یهودیان هم داستان خواهند شد تا اسلام نو پا را از ریشه بخشکانند.
این حدیث که به « حدیث منزلت » مشهور است، بار دیگر بر زبان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم ، در خطبه غدیر، جاری می گردد تا همگان به مقام شاه ولایت علیه السلام آگاه کردند و حجّت بر خلایق کامل شود.
-بحار النوار / ج 37 / صص 254 – 289؛ الغدیر / ج3 / ص 198[1]