در این اصل اساسی و ضروری دین مبین اسلام یعنی «تبرّی» نیز مانند سایر مسائل دینی باید به پیشوایان معصوم اقتدا نموده و سیره و روش آمان را در تبرّی جویا شد.
1) قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:«مَن تَأَثَّمَ اَن یَلعَنَ مَن لَعَنَهُ اللهُ فَعَلَیهِ لَعنَةٌ اللهِ.» (هر کس از لعن کردن کسی که خدا او را لعنت کرده خودداری کند پس بر خود او لعنت خدا باد.)[1]
2) قال امیرالمومنین علیه السلام:«لََعَنَ اللهُ اِبنَ الخَطّاب! فَلَولاهُ مَا زنَی اِلاّ شَقیٌّ اَو شَقیَّةٌ.» (خدا لعنت کند ابن خطّاب را ! اگر او نبود هیچ کس مرتکب زنا نمی شد مگر مرد و زن شقی.)[2]
3) قالت فاطمة الزهرا علیها السلام: «وَ الله لَاَدعُوَنَّ الله عَلَیکَ فی کُلِّ صَلاةٍ اُصَلّیها» (حضرت فاطمه سلام الله علیها خطاب به ابوبکر فرمودند: به خدا قسم در هر نمازی که می خوانم، تو را نفرین می کنم.)[3]
4)قال الامام علی بن الحسین علیه السلام: «عَلَیهِما لَعائِنُ الله کُلّها کانا وَ اللهِ کافِرَینِ مُشرِکَینِ بِاللهِ العَظیم» (همه لعنت های خدا بر آن دو باد، به خدا قسم آن دو کافر و مشرک به خدای بزرگ بودند.)[4]
5) قال الصّادق علیه السلام: «مَن شَکَّ فی کُفرِ اَعدائِنا و الظّالِمینَ لَنا فَهُوَ کافِرٌ.» (کسی که شک کند در کفر دشمنان ما و کسانی که به ما ظلم کردند، کافر است.)[5]
6)عن الحسین بن ثُویر و ابی سُلمة السِراج قالا: «سَمِعنا اباعبدالله علیه السلام و هُوَ یَلعَنُ فی دُبُرِ کُلَّ صَلاةٍ مَکتوبَظٍ اَربَعَةً مِن الرِّجال و اَربَعَةً مِن النِّساء: فَلانٌ و فَلانٌ و فَلانٌ و مُعاویة – و یُسَمّیهم- و فُلانَةٌ و فُلانَةٌ و هِند و اُمّ الحَکَم اُختُ مُعاویة.» (حسین بن ثویر و ابی سلمه سراج می گویند: از امام صادق علیه الیلام شنیدیم که بعد از هر نماز واجب چهار مرد و چهار زن را لعنت می کرد: فلان (ابابکر) و فلان (عمر) و فلان (عثمان) و معاویه –و امام صادق علیه السلام اسم آنها را می بردند- و فلانه (عایشه) و فلانه (حفصه) و هنده و امّ حکم خواهر معاویه.)[6]
1. الایقاد (شاه عبدالعظیمی)، ص50 و رجال الکشی مع تعلیقاته المیرداماد، ج2، ص811، رقم1012 و بحارالانوار، ج52، ص386، ح201
2. الامامة و السیاسة، ص20
3. بصائر الدّرجات، ص269
4. بحارالانوار، ج7، ص18
5. وسائل الشیعه، خ18، ص561
[6] کافی، ج3، ص342
خداوند در قرآن می فرماید: «إنَّ الَّذینَ یُؤذُونَ اللهَ و رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنیا و الآخِرَةِ و اَعَدَّ لَهُم عَذاباً مُهیناً» (هر کس خدا و پیامبر را اذیت کند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعنت می کند و عذابی خوار کننده برای ایشان مهیا ساخته است.)[1]
با در نظر گرفتن این حدیث متواتر نبوی به نقل از کتب معتبر شیعه و اهل سنّت که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «فَاطِمَةُ بَضعَةٌ مِنِّی مَن آذاهها فَقَد آذانی و مَن آذانی فَقَد آذَی اللهَ» (فاطمه پاره تن من است، هر کس او را اذیت کند مرا آزرده و هرکی مرا آزار دهد خدا را آزرده است.)[2]
و نیز با در نظر گرفتن این حدیث: عن عُمر بن خطّاب قال: قالَ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: «اِحفَظونی فی عِترَتی و ذُرِیَّتی فَمَن حَفِظَنی فیهم حَفَظَهُ الله «اَلا لَعنَةُ الله عَلَی مَن آذانی فِیهِم» ثلاثاً»[3] (عمربن خطّاب «لعنة لله علیه» گفت: پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: حرمت مرا در عترت و ذریّه ام حفظ کنید، هرکس حرمت مرا در آنان حفظ بدارد، خدا او را حفظ کند و بدانید لعنت خدا بر کسی که مرا در مورد آنان آزار دهد و اذیّت نماید و سه بار این کلام را تکرار نمودند.)
و با توجه به این که حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «فَوَ الله لَقَد آذَیتُمانی»[4] (پس به خدا سوگند این دو نفر (عمر و ابابکر) مرا اذیّت کردند) و این که ابن ابی الحدید می گوید: « حضرت فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفتند در حالی که از عمر و ابابکر سخت غضبناک بودند»[5]
بنابراین این دو نفر (عمر و ابابکر) حضرت فاطمه سلام الله علیها را اذیّت کردند و به تبع آن طبق حدیث متواتر نبوی و دومین حدیث مذکور، خدا و پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم را آزردند و و طبق آیه قرآن خدا آنها را دنیا و آخرت لعنت کرده است.
1. سوره احزاب، آیه 57
2. صحیح بخاری، ج5، ص26/ صحیح مسلم، ج4، ص193
3. الامالی (طوسی) ، ص69، ح101
4. بحارالانوار، ج29، ص158
5. شرح نهج البلاغه، ج6، ص50
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «کَذَّبَ مَنُ ادَّعَی مَحَبَّتَنا و لم یَتَبَرَّئ مِن عَدُوِّنا» (دروغ می گوید کسی که ادّعای محبت ما را می کند ولی از دشمن ما بیزاری نمی جوید.)[1]
یعنی تولّی و دوستی اهل بیت علیهم السلام زمانی پذیرفته می شود که تبرّی و دشمنی با دشمنان اهل بیت علیهم السلام باشد. از این حدیث ارجحیّت تبرّی بر تولّی مشخص می شود.
چنانچه در زیارت عاشورا نیز صد مرتبه لعن بر ظالمین مقدم بر سلام و درود بر امام قرار داده شده و در کلمه توحید اوّل نفی همه خدایان می شود و سپس اثبات وجود الله «لا إله إلاّ الله». همجنین در قرآن آمده: «أشِدَّاءُ عَلَی الکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» (یاران پیامبر در برابر کفّار بسیار سخت و قوی دل و با یکدیگر بسیار مهربانند.)[2]پس تولّی مقدم بر تبرّی است؛ زیرا وجود مقدّس پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و اومه اطهار علیهم السلام مظهر همه خیرات و نیکی ها می باشند و تمام موجودات و انسانها اعم از کافر و مومن ذاتاً و فطرتاً با نیت پاک، آن بزرگواران را دوست دارند مگر کسانی که زنگار کفر و عناد، فطرت آنها را آلوده کرده باشد، همان گونه که هم اکنون نیز بسیاری از غیر مسلمانان به اهل بیت علیهم السلام علاقه مند هستند. پس مرز ایمان و کفر در تبرّی از هم جدا می شود.
۱. بحار الانوار، ج27، ص58
۲. سوره قتح، آیه29