سرآغاز سخن

شرع مقدّس اسلام مشتمل بر ضروریاتی است که هر شخص به عنوان یک مسلمان باید به این ضروریات معتقد بوده و اعمال و رفتار خود را در زندگی با آن مطابقت دهد. این ضروریات را می توان به دو دسته کلی تقسیم نمود:

الف) دسته اول ضروریاتی که پذیرش عقلی و صرف اعتقاد قلبی به آنان کافی است که در شرع مقدس اسلام اصطلاحاً به عنوان اصول دین یا واجبات عقیدتی از آن یاد می شود (که شامل اعتقاد به توحید، عدل، نبوّت، امامت و معاد می باشد.)

ب) دسته دوم ضروریاتی که علاوه بر پذیرش عقلی و اعتقاد قلبی به آنان، باید در اعمال و رفتار و گفتار شخص مسلمان نیز ظاهر شود که در شرع اسلام اصطلاحاً به عنوان فروع دین یا واجبات عملی از آن یاد می شود که شامل نماز، روزه، حج، زکات، خمس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و تولّی و تبرّی است.

در مورد فروع دین مثل نماز، همانطور که گفته شد صرف اعتقاد قلبی به این که خداوند نماز را بر بندگان واجب کرده، کافی نیست بلکه شخص باید عملاً برای اقامه آن بپاخیزد و واجب است شرایط و مقدّمات آن را فراهم کند و عملاً به خواندن نماز بپردازد. همین طور نیز در مورد اصل تولّی (علاقه مندی به ولایت ائمه اطهار علیهم السلام) و تبرّی (دشمنی و بیزاری جستن از دشمنان ایشان) که به هیچ وجه صرف اعتقاد قلبی به آن کافی نیست و باید در اعمال و رفتار و گفتار شخص به ظهور برسد. همچنین اصل تولّی و تبرّی از ضروریّات انکارناپذیر و عملی اسلام است که در شرع مقدّس توجه خاصی نسبت به آن شده است.

تفسیر آیه 33 سوره اسراء

« ... وَ مَن قُتِلَ مَظلُوماً فَقَد جَعَلنا لِوَلیِّهِ سُلطاناً فَلا یُسرِف فِی القَتلِ إنَّهُ کانَ مَنصُوراً» 

 

(... و هر آن که مظلوم کشته شود، پس البته که ما برای ولیّ او حکومت و تسلط دادیم [بر قاتل] پس مباد در کشتن اسراف کند که او منصور است.) 

 

-    العیاشی: باسناده عن سلام بن المستنیر، عن أبی جعفر علیه السلام فی قوله: «مَن قُتِلَ مَظلُوماً فَقَد جَعَلنا لِوَلیِّهِ سُلطاناً فَلا یُسرِف فِی القَتلِ إنَّهُ کانَ  مَنصُوراً» قال: هُوَ الحُسینُ بنُ علّیٍّ علیه السلام قُتِلَ مَظلُوماً و نَحنُ أولِیاؤهُ و القائِمُ مِنّا علیه السلام اِذا قامَ بِثارِ الحُسَینِ علیه السلام فَیَقتُلُ حَتّی یُقالَ قد اَسرَفَ فِی القَتلِ، قال: المُسَمّی المَقتولُ الحُسینِ علیه السلام و وَلِیُّهُ القائمُ علیه السلام ، و الإسرافُ فِی القَتلِ ان یَقتُلَ غَیرَ قاتِلِهِ، [اُنّهُ کانَ مَنصوراً] فَاِنّهُ لایَذهَبُ مِن الدُّنیا حَتّی یَنتَصِرُ رَجُلٌ من آل الرَّسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم یََملأَ الارضَ عَدلاً و قِسطا! کَما مُلِئَت جَوراً و ظلماً. 

 

(تفسیر عیاشی/ج2/ص290)

 

- عیاشی: به سند خود از سلام بن المستنیر، از حضرت امام باقر علیه السلام روایت کرده در مورد فرموده خداوند: « و هر آن که مظلوم کشته شود، پس البته که ما برای ولیّ او حکومت و تسلط دادیم [بر قاتل] پس مباد در کشتن اسراف کند که او منصور است » فرمود: او حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و مائیم اولیای او، و قائم از ما علیه السلام، چون بپاخیزد خون حسین علیه السلام را مطالبه نماید، پس آن قدر می کشد تا این که گفته شود در کشتن اسراف کرد، فرمود: آنکه مقتول شده حسین  علیه السلام است و ولی او قائم علیه السلام است و اسراف در قتل آن است که غیر قاتلش را بکشد [که او منصور و موید است] که همانا دنیا به پایان نرسد تا این که مردی از آل رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یاری بگیرد که زمین را از قسط و عدل آکنده سازد همچنان که از جور و ظلم پر شده است.

سُئِلَ الحُسَینَ علیه السلام:

«لِمَ افتَرَضَ اللهُ عَزَّ و جَلَّ عَلی عَبیدِهِ الصَّومَ؟ قالَ: 

 

لِیَجِدَ الغَنیُّ مَسَّ الجُوعُ، فَیَعُودَ بِالفَضلِ عَلَی المَساکینَ.» 

 

از امام حسین علیه السلام سوال شد: 

 

چرا خداوند روزه را بر بندگانش واجب کرد؟ 

 

امام علیه السلام فرمود: 

 

برای این که ثروتمند سختی گرسنگی را بچشد و در نتیجه از زیادی ثروتش به بیچارگان کمک کند. 

 

(موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام ص692/حدیث759)