وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ
- لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْکافِی الْکَریمُ.
و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد که از سوی او عذابی فرود آید که کسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد.
- معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (درباره ی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.
ادامه مطلب ...جمعه هشتم ذی الحجّه سال 10 هجری قمری، 20 اسفند
سال 10 هجری شمسی، 8 مارس سال 632 میلادی
امروز روز تَرْویه است. ترویه به معنای ذخیره کردن آب است و چون باید برای توقّف در عرفات و بیتوته در مشعر الحرام و نیز اعمال خاصّ مِنا، حجّاج به فکر ذخیره آب باشند، از این رو به آن روز «یوم التّرویه» گفته اند. این نام از حجّ ابراهیم و اسماعیل علیهما اسلام به یادگار مانده است؛ چرا که جبرئیل علیهما السلام به ایشان توصیه کرد تا برای عرفات و مشعر و مِنا آب با خود بردارند. در این روز از حجه الوداع بود که پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به همراه تمامی همراهان از مکه خارج شدند و از راه مِنا به سوی عرفات رهسپار شدند.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم به هنگام احرام بستن در ذوالحُلَیْفه شترانی را به عنوان قربانی با خود آورده بودند. از همین رو، بعد از اتمام طواف و سعی در مکه همچنان تا اعمال عرفه و مِنا در احرام باقی ماندند. امیر مؤمنان علیه السلام و دیگر کسانی که قربانی با خود داشتند نیز، چنین کردند، اما کسانی که قربانی با خود نداشتند و همگی در مکه از احرام خارج شده بودند – به غیر از تعدادی به ظاهر مسلمان که به تکلیف عکل نکردند – امروز دوباره به قصد حجّ تمتّع احرام بستند و در کنار پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به راه افتادند.
مکه، در واپسین ماه های عمر رسالت، یاد آور خاطرات شیرین از سال های آغازین دعوت نبوی است که در آن، پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم همانند این سفر، به ابلاغ وصایت علوی مأمور بودند. در دعوت نزدیکان خود، دست امیر مؤمنان علیه السلام را – در حالی که عمر آن حضرت حدّاکثر سیزده سال بود – گرفته، فرمودند:
« إنَّ هذا أخی و وصیّی و خَلیفَتی فیکُم، فَاسمَعوا لَه وَ أطیعُوا»[1]
« به راستی که این – علی – برادر من، وصّی من و خلیفه من در میان شماست. پس بهسخنانش گوش فرا دهید و اطاعتش کنید.»
-بحار الانوار / ج 18 / ص 163[1]