X
تبلیغات
رایتل

مجمع دینی مشکوة

 

جبرئیل است که باز آمده از جانب معبود سوی ختم رسل احمد محمود ولی خرم و خشنود که ای بود خدا را ز ازل مقصد و مقصود، خدا راست یکی گوهر نایاب رخش مهر جهان تاب کفش بحر در ناب تنش جان مجسم دمش آیت محکم که خواهد کند از لطف وکرامت این گوهر را به تو تقدیم که غیر از تو کسی لایق این هدیه شایسته نبود است و نباشد، به تو حکم آمده از ذات الهی که چهل روز و شب از همسر خود دور شوی غرق یم نور شوی نورعلی نور شوی ، آن در یکتای احد مظهر ا… و صمد دور شد از همسر و گردید روانه به سوی خانه بنت اسد آن مادر فرخنده مولا ، همه شان غرق تجلی، همه شان محو تولی و در آن چهل شب و چهل روز خدا گفت و خدا خواند و خدا دید و نمی دید به جز روی خدا را. 

این چهل شب همه پایان شد و پیغمبر اسلام ز سر تا به قدم جان شد و آئینه جانان شد و خندان به سوی خانه شتابان شد و کوبید در خانه و بگشود خدیجه در و ناگه نگهی کرد به خورشید رخ خواجه لولاک، چراغ دل افلاک تبسم به لبش بود و به از روز شبش بود ، گل انداخته ماه رخش از دیدن رخسار محمد ، و در آن مرحله جبریل امین بوسه نهادی به زمین گفت ای صاحب دین آمدم از خلد برین بر تو فرستاده خدا میوه جنت که در آن طینت زهراست، گل گلبن طاهاست که او را شرف ام ابیهاست، تناول کن و رو کن به سوی بستر دلدار به فرمان خدای احد قادر غفار ، چو شد منتقل آن نور مکرم ز پیغمبر اکرم در آن بانوی عالم، جلوات روی زهرا ز رخش گشت نمایان و ثنا گفت رسول دو سرا را. 

زنان قرشی یکسره از مادر اسلام بریدند، ز کاشانه او پای کشیدند، چو دیدند شده همسر و دلدا ر پیمبر، ز خدا باد درودش، به قیام و به سجودش که یکی طرفه ندا خواست ز اعماق وجودش، چه صفابخش ندایی چه فرخنده صدایی چه دل انگیز کلامی چه پیامی که الا مادر پاکیزه سرشتم، گل خوشبوی بهشتم، منم ای مادر فرخنده منم فاطمه فرزند تو دلبند تو، هم صحبت تو هم دم و غمخوار تو، غم نیست اگر خیل زنان از تو بریدند، مقام تو ندیدند، تو ناموس خدایی، تو کانون وفایی، تو دنیای صفایی تو که از هستی خود دست کشیدی و خدا فاطمه ات داد که روشن کند از پرتو انوار رخش چون دل پیغمبر و چشم تو همه عرض و سما را، خدیجه تک و تنها در امواج محن ها، نه یاور نه معین و نه مدد کار زده تکیه به دیوار که از لطف خدای احد قدر غفار رسیدند ز ره چهار زن پاک لب خویش گشودند و سلامش بنمودند، سلامش ز ادب باز نمودند، یکی گفت منم مریم عذرا، یکی گفت منم خواهر موسی، یکی گفت منم ساره، یکی گفت منم آسیه ای مادر زهرا، همگی دل به تو بستیم و تو را قابله هستیم که آری به جهان سیده کل نساء را. 

خواطین بهشتی همه گشتند ثناگوش، گهی بوسه نهادی به گل روش گهی دست کشیدند به پهلوش که یکباره همه حجزه او گشت پر از نور و درخشید جمالی که از آن چشم قمر کور و به رخ سوره والشمس به قامت شجر طور، بسی خوب تر از حور، نهاده به چشم کره خاک دو دستش سوی افلاک به ذکر احد پاک گهی حمد خدای ازلی گفت، گهی وصف نبی گفت،  گهی مدح علی گفت، به آواز جلی گفت، سپس خنده به رخ مادر زد و آن چهار زن پاک بگفتند سلامش، بستودند تمامش، همگان محو مقامش همه سرمست کلامش، همه شستند به ابریق بهشتی همه گفتند درود و  صلواتش، همه محوش همه ماتش همه مستش، همه دادند به هم دست به دستش، همه دیدند در او آئینه غیب نما را.

به تو پیوسته درودم، به تو هر لحظه سلامم که تویی حجت کل حجج ا…، تویی از همه اسرار الهی همه واقف، همه آگاه ز نور تو شده خلق بهشت و ملک و حوری و قلمان و سپهر و فلک و اختر و شمس و قمر الحق که تو خود جان رسولی و تو مرآت عقولی و تو زهرای بتولی و تویی حاکم صحرای قیامت و تویی مادر والای امامت، تویی آن عبد خدا جلوه که پیوسته خداوند فرستاده سلامش، تویی آن کس که همه هست جهان هست ز هستش، تویی آن کس که محمد زده گل بوسه به پیشانی و دستش، تو که دست همه گیری چه شود دست بگیری ز من بنده دلباخته بی سرو پا را.

[ پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 09:42 ق.ظ ] [ مجمع دینی مشکوة ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مجمع دینی مشکوة در سال ۱۳۷۰ ه.ش با هدف تبلیغ و ترویج دین حنیف اسلام و مذهب حقه ی شیعه ی اثنی عشری تاسیس گردیده ، غیر انتفاعی و غیر سیاسی می باشد . در حال حاضر فعالیتها و برنامه های این مجمع شامل برگزاری و تشکیل مجالس سخنرانی ، جشن و عزاداری در تمامی مناسبتهای مذهبی ، اجرای نمایشنامه های مذهبی ، تشکیل کلاس ها و برنامه های آموزشی - تربیتی ، تهیه و چاپ رسائل و نشریات دینی - مذهبی و تهیه و تولید سی دی های آموزشی - مذهبی ، برگزاری اردوهای زیارتی - سیاحتی و برنامه های فرهنگی - ورزشی می باشد . علاقمندان جهت کسب اطلاع برنامه ی مراسم و جلسات می توانند با تلفن گویای : ۳۳۵۶۹۲۳۷ - ۰۲۱ تماس حاصل نموده و نظرات خود را به پست الکترونیکی : majmadini.meshkat@gmail.com ارسال نمایند .